سعي ميکنم برخلاف خيل دوستان وبلاگنويسم درباره احکام قضايي داوري نکنم؛ گرچه اين را ميدانم که دستگاه قضايي گاهي اوقات در برابر فشارهاي سياسي و غيره آنچنان سست عمل کرده و يا گاهي اوقات آنچنان بيحوصله و دريده وارد مسايل شده است که احتمال هر حرف مفتي درباره اين دستگاه عليه عدليه در حد بيش از 50 درصد است.
آنچه امروز بر سر زبانها افتاده است حسين موسويان و اتهامهاي سهگانه اوست؛ که البته وظيفه دستگاه قضايي است که کار خود را به خوبي انجام دهد. اما چيزهايي اين وسط هست که گويي شخص رياست دستگاه قضايي و مديران ارشد آن مايل به ديدن آن نيستند. چيزهايي که -تا آنجا که ما شنيدهايم و گفتهاند- بايد مورد توجه ويژه باشند.
اين حرفها را اگر خودمان بزنيم معلوم نيست چه رفتاري ببينيم؛ اما اين چند جمله را از زبان آيتاللهخامنهاي بخوانيد:
اگر مردم، قوه قضاييه را به عنوان ملجأ و پناهگاه خود احساس کنند و چنين نگاه اميدوارانهاي به آن داشته باشند، ميتوان گفت قوه قضاييه به اهداف خود رسيده و موفق بوده است؛ اما اگر چنين نگاهي وجود نداشته باشد، بايد تلاش بيشتري انجام شود.
کلمات جالبي در اين دو جمله هست؛ ملجأ، پناهگاه، نگاه اميدوارانه. واقعا مسئولان دستگاه قضايي تا حالا براي اين حرفها چند گرم تره خرد کردهاند؟ خوشبختانه دستگاه قضايي ثابت کرده است که در هر صورت کار خودش را ميکند و هر چه خودش تشخيص بدهد همان است.
توجه داشته باشيد که رهبر انقلاب، بعد از هشت سال از رياست آيتالله شاهرودي بر دستگاه قضايي اين سخنان را بر زبان جاري ميکنند. البته نيازي به استناد هم نيست؛ چه کسي شک دارد؟ آيا امروز دستگاه قضايي جمهوري اسلامي ملجأ و پناهگاه مردم است يا مايه دستدرازي قانونبازان به همه چيز و همه چيز و همه چيز؟
نميخواهم متن انقلابي و تند بنويسم. اما نميفهمم دستگاه قضايي خود را در قبال اين جملهها مسئول ميداند يا نه؟ کاري به هيچ موردي ندارم، دوست دارم احساس عمومي مردم را به رخ قوه قضاييه بکشم. ببينيد:
نبايد به واسطه احتمال جنجالآفريني، در مقابل مجرمي که وابسته به جريانهاي سياسي است، کوتاه آمد.
نقل اين نکته هم جالب مينمايد که حضرت ايشان دستگاه قضايي را در حين تحويل رياست به ايشان، به خرابه تشبيه کرده بودند. سوال ميکنم؛ جناب آقاي شاهرودي! به نظر خودتان که لابد دستگاه قضايي امروز در شرايط آرماني آرماني آرماني است. اما مردم نظرشان درباره دستگاه قضايي چيست؟