فکر ميکنم نامه انتقادي چند روز پيش محمد نوريزاد به رييس صداوسيماي جمهوري اسلامي بهانه خوبي براي بيان چند انتقاد نسبت به عملکرد سازماني باشد که قرار است دانشگاه عمومي باشد.
در يادداشت پيشيني که درباره صداوسيما نوشته بودم، به تفاوت دين من با آقاي ضرغامي اشاره کردم. آقاي ضرغامي و مديران ايشان در اين سازمان، انسانهاي جالبي هستند.
صداوسيما دوست ندارد بگويد ديگران چه فکري ميکنند. دوست ندارد حتا بگويد ديگران که اينگونه يا آنگونه ميانديشند، اشتباه ميکنند؛ به اين دليل. به جاي اين همه زحمت، سانسور ميکند؛ به اين اميد که آن فکر و آن سخن شنيده نشود.
البته دوستان عزيز تلويزيوني پيچيدهتر از اين حرفها هستند. يعني بعضي وقتها برخي نظرات و افکار را آنچنان لوث ميکنند که همه فکر ميکنند تنها حرف درستي که در همه کره زمين يافت ميشود، حرف همين آقاي صداوسيماست.
البته توجيههاي جالبي هم دارند. نميخواهند ذهن مردم را آشفته کنند. نميخواهند سري که درد نميکند را ببندند. و از اين نوع افادهها.
روزهاي انتخابات که ميشود، موجي به راه ميافتد عليه نظارت استصوابي. بعد از نزديک به سي سال از پيروزي انقلاب، آقاي صداوسيما عُرضه دروني کردن -مثلا- اين يک قلم جنس را براي مردم نداشته است. چرا؟ چون روزهاي انتخابات وقت بحثهاي تئوريک و دقيق نيست، روزهاي غيرانتخابات هم که مردم ميخواهند يانگوم ببينند. غير از اين است؟
دينداري صداوسيما، فقط براي بستن دهن آنهايي است که به ظواهر دين اهميت ميدهند.
يک مثال ديگر. آقاي صداوسيما در قضيه برخورد نيروي انتظامي با مظاهر ناامني اجتماعي، چهقدر همراهي و کمک کرد؟ خيلي. حال سوال اينجاست که اگر صداوسيما حقيقتا به دنبال تبليغ اسلام و اين حرفهاست، چرا خودش فکري به حال دروني کردن مثلا حجاب براي زنان جامعه نميکند.
حجاب. بهنوش بختياري. بازيگر هميشگي طنزهاي روتين تلويزيوني. با يک جستجوي ساده در -مثلا- گوگل، عکسهاي اين موجود را ميتوانيد ببينيد. حال اين عکسها را با قيافه همين موجود در طنز چارخونه مقايسه کنيد. نتيجه چيست؟ صداوسيما؛ دورو.
سؤال بسيار جالب اينجاست که صداوسيما به جز چپاندن بازيگران بدحجاب در حجابهاي تصنعي آنهم فقط در برنامههاي خود چه کاري کرده است؟ جالبتر اينکه تنها اثر اين شيوه جالب، تبديل شدن حجاب و چادر به يک يونيفرم سطحي است. چادري که هيچ بار فرهنگي و معرفتي ندارد. چادري که نشاندهنده باور يک زن مسلمان به دينش نيست.
صداوسيما، شُلحجابي موجود در خيابانها را سانسور ميکند. فکر هم ميکند با اين کار، همه خوشحجاب ميشوند. اما به قول معروف کور خوانده است. صداوسيما يک فکر سياسي بسته و قشري را تبليغ ميکند، غير از آنچه امام، رهبر انقلاب و قانون اساسي انتظار داشتهاند و دارند. تبليغ يک منش سياسي آنگونه که گويي هيچ فکر ديگري وجود ندارد. لابد به قصد اينکه مردم بدانند راه درست همين است. در حالي که اين کار از مسلماني به دور است. دور.
طولاني شد. ادامه داشت. اما براي وقتي ديگر.