بعضي وقت‏ها مشکلي داري...


زياد برايت مهم نيست که کساني هستند که چپ چپ نگاهت مي‏کنند يا ...


از کسي هم انتظاري نداري...
حتي انتظار نداري که طوري نگاهت کنند که دردت را مي‏فهمند و دوست دارند کمکت کنند.


خودت را راضي کرده‏اي که نيازي به لبخندهاي اين و آن نداري و شايد از بي‏چارگي خودت را قانع مي‏کني که ...


اما با همه اين‏ها کساني را مي‏يابي که در عين حال که شايد نتوانند کار خاصي برايت بکنند و يا حتي خودشان هم مطمئن باشند که نمي‏توانند بار خاصي از دوشت بردارند، کلي آرامت مي‏کنند.


نمي‌دانم تا حالا همچين حسي داشته‌ايد يا نه...
اما تجربه من ثابت کرده است که بعضي وقت‌ها، يک کلمه همدردي کسي که حتي خودش هم مي‌داند که تو را زياد درک نمي‌کند، لذتي به انسان مي‌دهد که با هيچ لذتي قابل مقايسه نيست.


انگيزه نوشتن اين يادداشت،  اولين کامنت يادداشت پيشينم بود.



همين...


حسن اجرايي  | دوشنبه 30 بهمن 1385 | 8:39 عصر |  نظرات ديگران [ نظر]

صفحه نخست :: قالب: رند :: ايميل