فکر کنم اول يا دوم راهنمايي بودم.
زياد مطالعه ميکردم. هر چي دم دستم بود. از کتابهاي درسي اونايي که از من جلوتر بودن گرفته تا کتابهايي که به سن الانم ميخوردن يا ...
اولين کتابي که درباره انقلاب اسلامي خوندم، البته به استثناي کتابهاي درسي، يه رمان بود به نام زمـسـتـانسـبــز که شايد خيلي از صفحاتش رو درست متوجه نميشدم...
از اون کتاب چيزي که خيلي برام جالب بود و جاي ديگهاي نخونده بودم اين بود که حضرت امام رحمةاللهعليه، قرار بود ششم بهمن به ايران برگردن و به خاطر ممانعت بختيار که مثلا نخستوزير بود، نميشد هواپيماي امام رحمةاللهعليه وارد فرودگاه بشن و به همين خاطر ورود رهبر انقلاب اسلامي به ايران اسلامي چند روز عقب افتاد.

البته توي رمان زمـسـتـانسـبـز که نوشته خانم نـــورا حـــقپــرســت بود (البته اگه آقاي حافظه اشتباه نکرده باشه!)، اون چند روز انتظار هر روزه مردم براي بازگشت امام رحمةاللهعليه طوري توصيف شده که خواننده رو به فضاي اون روزها نزديک ميکرد ...
همين ...