خدايا ...
خدايا تو خودت ميداني که نخواستهام کسي را بيازارم...
نخواستهام حتي خودم را بيازارم اما...
خودت ميداني که حاضر بودهام هر سختي و مشقتي را به جان بخرم اما کسي را اذيت نکنم...
اما بعضي را آزردهام، با هر توجيهي، با هر دليل عالمانه يا جاهلانهاي.
خودم را هم آزردهام. شايد خودم را بيشتر از ديگران آزرده باشم.
دو خواهش از تو دارم. يعني الان دارم دعا ميکنم. ميخواهم که در دل آنها که از دست من آزرده شدهاند محبتي بيندازي که ... . ميدانم که ميتواني. اما اگر نميخواهي راضيام. ميداني که راضي بودنم الکي نيست، چون ميدانم که ممکن است مصلحتي باشد در بعضي از اين آزردگيها. اما دعاي من همان است...
چيز ديگري هم ميخواهم. کمک کن تا هيچگاه کسي را نيازارم. کمک کن به هيچ دليلي کسي را نيازارم. کمک کن خودم را هم نيازارم. کمک کن.
نميخواهم قَسَمَت بدهم...